معني برخي كلمات از نظر عبيد زاكاني
به نام خدا
معني برخي كلمات از نظر عبيد زاكاني در رساله ی تعریفات(2)
معني برخي كلمات از نظر عبيد زاكاني در رساله ی تعریفات(2)
باقی: رضای خداوند
قسم: شاهد دروغ
خنده دار: فقیر ولخرج
بی گناه: آن که به دست سلمانی ناشی گرفتار شود
دق: همنشين بد
خیاط: آن که جامه به اندازه نمی دوزد.
ملک الموت: دوست نفهم
کودن: آن که شعر می خواند و می نویسد اما معنی آن را نمی داند.
نسیه: آن که پس نمی دهند.
خناق: مهمان دایمی
دارنده طمع خام: آن که از افیون یاری می خواهد.
نزول بلا: آمدن ناسازگاران
خواب: سرگرمی بی نوایان
حیوان: آن که بی هنگام وارد شود.
دعای خیر: نیکی ارزان
دوست: آن که گمان نیک بر او داریم.
امید: سرمایه فقر
چشم: دروازه دل
جلد ساز: خیاط کتاب
شبنم: اشک شب
ریاضی ششم ابتدایی
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 14:46 توسط محمدخوئی
|
با عرض سلام و خسته نباشید، وبلاگی که پیش روی شماست، با هدف اگاهی رسانی به دانش آموزان و اولیای آن ها و نیز تبادل نظر با همکاران ارجمند جهت پیشبرد روزافزون آموزش و پرورش نونهالان میهنمان، راه اندازی شد. امید است از راهنمایی های شما عزیزان بهره مند شویم.متشکرم. محمدخویی