به نام خدا

معني برخي كلمات از نظر
عبيد زاكاني در رساله ی تعریفات(2)

باقی: رضای خداوند

قسم: شاهد دروغ

خنده دار: فقیر ولخرج

بی گناه: آن که به دست سلمانی ناشی گرفتار شود

دق: همنشين بد

خیاط: آن که جامه به اندازه نمی دوزد.

ملک الموت: دوست نفهم

کودن: آن که شعر می خواند و می نویسد اما معنی آن را نمی داند.

نسیه: آن که پس نمی دهند.

خناق: مهمان دایمی

دارنده طمع خام: آن که از افیون یاری می خواهد.

نزول بلا: آمدن ناسازگاران

خواب: سرگرمی بی نوایان

حیوان: آن که بی هنگام وارد شود.

دعای خیر: نیکی ارزان

دوست: آن که گمان نیک بر او داریم.

امید: سرمایه فقر

چشم: دروازه دل

جلد ساز: خیاط کتاب

شبنم: اشک شب

ریاضی ششم ابتدایی