داستان پروژه ی بسیار جالب یک دانشجو
به نام خدا
دانشجویی که سال آخر دانشکده خود را میگذراند به خاطر پروژهای که
انجام داده بود جایزه اول را گرفت.
انجام داده بود جایزه اول را گرفت.
او در پروژه ی خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت
یا حذف ماده ی شیمیایی «دی هیدورژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند
و برای این درخواست خود، دلایل زیر را عنوان کرده بود:
یا حذف ماده ی شیمیایی «دی هیدورژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند
و برای این درخواست خود، دلایل زیر را عنوان کرده بود:
1-مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ میشود.
2-یک عنصر اصلی باران اسیدی است.
3-وقتی به حالت گاز در میآید بسیار سوزاننده است.
4- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد میشود.
5-باعث فرسایش اجسام میشود.
6-حتی روی ترمز اتومبیلها اثر منفی میگذارد.
7-حتی در تومورهای سرطانی یافت شده است.
از
پنجاه نفر فوق، 43 نفر دادخواست را امضا کردند. 6 نفر به طور کلی
علاقهای نشان ندادند و اما فقط یک نفر میدانست که ماده ی شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!
علاقهای نشان ندادند و اما فقط یک نفر میدانست که ماده ی شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!
عنوان پروژه دانشجوی فوق، «ما چقدر زود باور هستیم» بود!!
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 21:36 توسط محمدخوئی
|
با عرض سلام و خسته نباشید، وبلاگی که پیش روی شماست، با هدف اگاهی رسانی به دانش آموزان و اولیای آن ها و نیز تبادل نظر با همکاران ارجمند جهت پیشبرد روزافزون آموزش و پرورش نونهالان میهنمان، راه اندازی شد. امید است از راهنمایی های شما عزیزان بهره مند شویم.متشکرم. محمدخویی