به نام خدا

براي كمك به نشو و نمو دانش آموزان، نياز به چيزي است كه نامتعادلي پويا ناميده مي شود. ما

بايدشاگردان را در معرض الگوهاي تدريسي كه برايشان مدتي ناآسودگي ايجاد مي كند، قرار دهيم.

هنگامي كه بين درون دادها و دانش ناهمخواني ايجاد شود، افراد به طور دروني براي كاهش آن

برانگيخته مي شوند. البته ناهمخواني بيش از حد، ناكام كننده است. از ديدگاه علمي استفاده از

تازگي، شگفت انگيزي و ناهمخواني دركلاس، روش عمومي براي افزايش علاقه به يادگيري است كه

در آموزش از آن به عنوان چالش، يادمي شود. به نظر پياژه، شكست دانش قبلي در جذب يك تجربه،

سبب انطباق با يادگيري تازه مي شود وتجارب بايد تا حدي چالش برانگيز باشدكه رشد شناختي را

تحريك نمايد(ميراحمدي آهنگ، 1387، 28)

      ابوعلی سینا حکیم و دانشمند ایرانی می گوید:

     "معلم نه تنها بايد با راههاي پرورش و تربيت آشنا باشد بلکه بايد بينا باشد، بينايي مرحله اي

عميق تر از آشنايي است."

      اين نشان مي دهد که بوعلي سينا تا چه حد به تربيت معلم حساس است.

     سازمان يونسکو در مقاله اي پيرامون ديدگاه هاي تربيتي ابن سينا مي نويسد: ابن سينا اهميت

انتخاب معلم و مجهز کردن او را به تربيت نظري واخلاقي درک مي کند. در واقع نقش معلم در آموزش

جوانان چيزي فراتر از ارایه ی اطلاعات به آنهاست زيرا دانش آموزان عادت ها، عقايد وارزش هاي بسيار

زيادي را از معلمين خود کسب مي کنند. بنابراين به نظر ابن سينا لازم است که معلم از ميان بهترين

اشخاص انتخاب شود. شخصي که قادر به تشخيص ارزش هاي اخلاقي و فضيلت هاي اخلاقي باشد، 

زيرا دانش آموزان از او به عنوان راهبر والگو پيروي خواهند کرد.

      ابن سينا مي گويد: معلم بايد با استعداد و متدين باشد... در آموزش بچه ها مهارت داشته، با

وقار و آرام باشد و از سادگي بسيار به دور بوده، رفتار سبک نداشته باشد، خيلي جدي و بي نشاط

نباشد بلکه برعکس معلم بايد مهربان و فهيم بوده، با فضيلت، تميز و شايسته باشد.

     ابن سينا اظهار مي داشت که معلم تنها دانش و حقايق را به شاگردان انتقال نمي دهد بلکه آن-

هارا با ارزشها و اعتقادات خود و نيز با آداب و فضيلت هايي که به او عطا شده است نيز روبرو مي کند.

اگر معلم به سهم خود دانش را با دقت و با احساس به دانش آموزان انتقال دهد آنها هم رفتار و فضايل

معلم را به سادگي و بي اراده از راه يادگيري تقليدي کپي مي کنند.

     ابن سينا پس از بيان ضرورت گرفتن معلم براي کودک پس از سن 6 سالگي تاکيد مي کند: معلم

سرخانه بايد با دقت، اشعاري را انتخاب نمايد که داراي هدف عالي اخلاقي، ستايش کننده فضايل

خوب و سرزنش کننده بدکرداري ها باشد زيرا که بچه در طي اين سالها قويا تحت تاثير آنچه که

      مي خواند و می شنود، قرار می گیرد.

                                     منبع: نشریه ی اسوه ، ش78 ،عبدالرحمن الفقیه،مترجم:علی فروغی.