به نام خدا

شعر و ریاضی

منحنی قامتم  ،  تابع  ابروی  تو ست

خط مجانب بر آن، طره ی گیسوی توست

حد رسیدن به تو، مبهم و بی انتهاست

بازه‌  تعریف دل ،  در حرم کوی توست

بی تو وجودم  بود   یک  سری واگرا

ناحیه ی همگراش   دایره ی روی  تو ست

مهر تو چون می‌دهد سمت به بردار دل

هرطرفی روکنی، هم‌جهت و سوی توست

پرتو خورشید شد مشتق از آن چشم تو

گرمی و جان‌بخشی‌اش جزئی از آن خوی توست

چون به عدد، یک تویی، من همه‌ ی صفرها

آن چه که معنا دهد قامت دلجوی توست

گر شود آن دم که ما زوج مرتب شویم

سر به رهت می‌نهم، چون که سرم گوی توست

هجر و فراقت شکست قائمه ی قائمی

نقطه ی پرگار عشق واله و پی‌جوی توست